تاریخ انتشار : بهمن 1393
خواهرم رفته بود مغازه ساعت فروشی
یه اقای میانسالی فروشندش بود
خواهرم برا اینکه تخفیف بگیره گفت
من همیشه مشتری شمام همش از شما خرید میکنمو اینا(الکی)
حالا طرف برگشته میگه اره من همین که شمارو دیدم قیافتونو شناختم....
یعنی دروغ تا چه حد..
خواهرمم خودش مونده بود چی بگه...











.gif)
.gif)