دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 190392

تاریخ انتشار : بهمن 1393

اقا یادش بخیر ترم اول بودیم اوایل ترم که تازه کلاس ها شروع شده بود وبرنامه ها قاطی پاتی بعضی استاد ها هم نمیومدن سرکلاس یک روز که فلسفه اموزش پرورش داشتیم(رشتم دبیری زبان)گفتیم بازم طبق معمول استاد نمیاد ما هم نرفتیم سرکلاس دوستان هم نامردی نکردن وبه ما خبرندادن من وهم اتاقیمام که همه از یه استان وهم رشته بودیم رفتیم اتاق ونشستیم به حرف زدن واز مشکلات و ناراحتی ها حرف زدیم بعدش رفتیم حیاط قدم بزنیم با یکی از دوستان که دیدیم همکلاسی ها دارن از ساختمان اموزشی میان شصتمون خبردار شد رفتیم پرسیدیم دیدیم بلهههههههه استاد اومده وکلاسم تموم شده ماهم ازبس حول شدیم با زیرشلواریو زیرپیرن رفتیم دفتر اساتید(شما بخون تروریست ها قاتلان جوانان)استادها اونقد خندیدن ما تازه فهمیدیم چه دسته گلی به اب دادیم ولی استاد خوشش اومد و تمام غیبت هامون وحذف کرد و اخرترم یجا 5نمره ازمون کم کرد که دیگه با زیر شلواری نریم استقبالشون