دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 189595

تاریخ انتشار : بهمن 1393

بچه که بودم مثه حاج زنبور عسل می رفتم به جنگ زنبورای وحشی و اینقد چوب توو لوونه شون
فرو میکردم تا اینکه زنبوره عصبانی میشد و می افتاد دنبالمo_O>>>>
بعد دمپاییامو دستم میگرفتمو با سرعتی در حد جت میدوییدم به طرف خونه@_@
(از قبل در حیاطو در حالو باز میزاشتم)و میرفتم تو حالو درو محکم میبستم تاسر زنبوره محکم
بخوره به شیشه!!!
بعد از پشت شیشه نگاش میکردم ^_^
زنبوره سرش گیج می رفتو دور خودش میچرخیدو می رفت********
حالا چرا فحش میدید بچه بودم دیگه!؟!؟!؟