تاریخ انتشار : دي 1393
دیروز داشتم به خانمم میگفتم : یکی از فانتزیام اینه که یه شب قبل تولدم یه دعوای حسابی با هم بکنیم. بعد فرداش که روز تولدم باشه بزنگی بهم بگی ظهربیا دادگاه تا تکلیفمو باهات روشن کنم،منم هراسون و با دلهره بیام اونجا یه دفه ای تو راهرو دادگاه تو رو ببینم بگی عزیزم تولدت مبارک! اینم کادوی تولدت
111112222233337400000 تا سکه ام رو بخشیدم!!!











.gif)
.gif)