تاریخ انتشار : آذر 1393
همیشه فانتزیم این بود که یه گیتار داشته باشم بعد موقعی که حالم خیلی خراب بود و از زندگی خسته بودم با عصبانیت بکوبمش به دیوار خرده چوباش با صحنه آهسته پخش شه تو هوا گیتار که ندارم ولی یه دفعه که حالم همچین بد نبود با یه تیکه چوب اینکارو کردم کصافط یه تیکش پرید تو چشمم داشتم کور میشدم فک کنم باید حالم خیلی بد باشه تا صحنه آهسته بشه.











.gif)
.gif)