دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 179141

تاریخ انتشار : آبان 1393

یکی از فانتزیام اینه که یه روز تو پارک نشسته باشم و مشغول کتاب خوندن باشم(املام به صورت اریب تو حلق همتون) که یهو ببینم چند متر اونورتر یکی از بازیگرای مشهور وایستاده و کلی ادم دورش جمع شدن و دارن ازش امضا میگیرن و کلی سر و صدا راه انداختن بعد من با عصبانیت از جام بلند شم و داد بزنم مگه نمیبینید دارم کتاب میخونم این همه داد و فریاد میکنید یه کم شعور اجتماعی خوب چیزیه! بعد یکی از اون طرفدارا بگه بابا میدونی این کیه؟ منم با کمال خونسردی بگم هر کی میخواد باشه! از کنارشون رد شم وبرم تو مایل محو شم(اخه افق و عمود میگن پره)!!!!:)
من^_^
بازیگره._.
طرفداره0_o