تاریخ انتشار : شهريور 1393
آقا موشه در نزدیکی سوراخش بازی میکرد که ناگهان چشمش به گربه افتاد. فوراً رفت داخل سوراخش مخفی شد. پس از چند لحظه صدای پارس یک سگ را شنید و با خودش فکر کرد که حتماً گربه از سگ ترسیده و از آن جا رفته است. پس از سوراخش بیرون آمد که گربه جستی زد و او را گرفت. موش با تعجب از گربه پرسید: پس تو بودی که صدای سگ درآوردی؟
گربه گفت: آره ... آخه تو این دوره و زمانه اگر دو تا زبان بلد نباشی کلاهت پس معرکه است...!











.gif)
.gif)