K : E @@@@@
دیشب داشتیم فیلم نگاه میکردیم یه سوسکی اومد زیر پام ، وی ی ی ی سوسککک سوسکککک
الهام : 0_o کامران از سوسک میترسی ؟
نه باو ، نالوتی ناغافل اومد گفتم شاید عقربه :)))
الهام : خخخخ ولی ترسیدیا ^_^
بابام : آره باو ترسید 0_o
من : نه باو ، بترسید از روز رستاخیز الهام و بابام : ^_^ ^_^ باشد ما هم باور کردیم
شب خوابیده بودم تو خواب یه لحظه احساس کردم یه چیز کف دستمه ، تو خواب و بیداری نگا بش کردم ، 0_o سووووسک ، سووووسک ، ناموسن منو نخول ، لامصب هر چی دستمو تکون میدادم ول نمیکرد ، ول کن نالوتی من بد مزم منو نخول ، اودااااا دستمو بلند کردم با تمام قدرت زدم زمین بکشمش خورد تو صورت داداشم کنارم خواب بود
داداشم : 0_0 مامان ن ن ن سقف خراب شد رو سرمون
پا شدم لامپو روشن کنم پام تو پتو گیر کرد با کله رفتم تو کمد
چشمامو باز کردم دیدم همشون بالا سرمن
مامانم : کامران مامان خوبی
من : مامانی یه سوسکی تو اتاق مخواس منو ببلعه !!!
الهام و بابام : ^_^ ^_^ ، کامران سوسک نبود که پلاستیک مشکی بود ما کف دستت چسب زدیم خواستیم ببینیم میترسی یا نه ولی ترسیدیا
حامد این تانکر اسید کووو من بریزم رو خودم ؟؟
نمایش مطلب شماره 158913
تاریخ انتشار : تير 1393
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
32001
بازدید دیروز: 21910
کل بازدید: 535388437
بازدید دیروز: 21910
کل بازدید: 535388437










