دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 152278

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1393

من در خدمت شما هستم با سری داستان های مخاطب های خاص و عام من
خو کدومشو بگم از اولیش شروع میکنم:دی
یه مخاطب خاص داشتم که بعد ترم اول سال اول دبیرستان فهمیدم داره ازدواج میکنه چقدر گریه کردم چقدر ناراحت بودم یه بار به فامیلش زنگ زده بودم گفته بود رفته برا خرید لباس عروسی دیگه از حال و روزم نگو و نپرس فکر کنم عصر اون روز بود که بهم زنگ زد زیاد یادم نمیاد چی گفتیم فقط چند خطشو یادمه به ترتیب زیر بود
من:اوه اوه(به قول کامران و حامد که جورابام بره تو حلقشون گریه میکنم)مینا تو برا اونی مبارکت باشه
مخاطب خاص:اوه اوه نه من تورو دوست دارم خودمو میکشم
من:اوه اوه نه من بدون تو میمیرم اوه اوه
مخاطب خاص:منم بی تو میمیرم اوه اوه
و این داستان تا نیم ساعت بعدش هم ادامه داشت
از این به بعد کارمه بیام فور جوک از این پستا بذارم پس از همین الان شروع کنید لایک کنید تا جورابامو نکردم تو حلق کامران و حامدا