دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 152270

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1393

یه روز رفته بودیم سالن فوتسال. من دیر رسیده بودم. تیم حریف یه مهاجم داشت که هیکلش به کشتی کج کارا میخورد!
خلاسه رفتم تو زمین . سمت راست تو دفاع وایستادم. بازی شروع شد و همین که بهم پاس دادن بازیکن هیکلی هریف مثل تانک دوید سمتم ، منم یه لایی با حال بهش زدم (همه خندیدن) و رفتم سمت چپ زمین ، دوباره دوید سمتم ،( ایندفه می خواست پام رو بزنه) منم یه لایی فانتزی دیگه بهش انداختم و رفتم سمت راست زمین . ( سالن پره صدای خنده شد) . یه نگاه معنی داری کرد و دوباره دوید سمتم .
اشهدم رو خوندم و یه ژست گرفتم ، قبل از این که برسه بهم پاس دادم به دروازبان و مثل میگ میگ فرار کردم سمت درب خروجی .
من :( چون تا خونه دویدم
جان سینا :((
میگ میگ :))
mosio