تاریخ انتشار : فروردين 1393
امشب نشسته بودم با آبجی کوتولم واسه مدممون شارژ بگیره
برای این که وارد حسابه کاربریمون بشیم باید رمز میزد
بعد این خواهر خل وضع به اصطلاح تحصیل کرده ما هیچ وقت نباید کم بیاره
یعنی اگه من الان بگم دوتا آدم کشتم اون میگه من 4 تا کشتم
بعد بهش میگم مهسا من رمزشو حفظم نمیخواد بری از روش ببینی
برگشته با عشوه به من میگه: نه که من بلد نیستممممممم
بعد رمزو زد
عرور داد
منم پففففففف ترکیدم
شرط کردم تو4جوک ببینتش











.gif)
.gif)