تاریخ انتشار : اسفند 1392
اعتراف میکنم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اون روزی که استاد نشست رو صندلی بعد نتونست بلند بشه... مجبور شد تیکه ای از یلوارشو پاره کنه...
.
.
.
من بودم... من چسب ریختم...
خدا منو میبخشه مگه نه؟؟
اگه استاده میفهمید که الان من اینجا نبودم...











.gif)
.gif)