دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 147285

تاریخ انتشار : اسفند 1392

اعتراف میکنم بچه که بودم عیدا که میرفتیم عیددیدنی وقتی جلومون پسته میذاشتن همشون و تندتند میخوردم بعدم ظرف پوست پسته هارو میذاشتم جلوبابام ؛ازاون وکه پرپسته بودو میذاشتم جلو خودم؛یعنی من هیچی نخوردم!!
بابامم بنده خدا هی سرخ وسفید میشد!