تاریخ انتشار : بهمن 1392
اعتراف میکنم ی ساعته دارم فکر کنم این پست رو تو کدوم قسمت بذارم اخه با یادش بخیر شروع میشه ! داشتم فکر میکردم چ خوب میشد اگه ی یادش بخیر هم تو موضوعاتمون داشتیم ...!
"یادش بخیر" بچه ک بودیم خودمون رو ب خواب میزدیم تا بغلمون کنن ببرنمون تو تختمون ... دیشب گودزیلای خالم رو (4سالشه)از تو ماشین بغل کرده بودم ی ساعت داشتم میبردمش طبقه دوم ! از آخر ک گذاشتمش تو تختش چشماشو باز کزد گف دستت درد نکنه اصلا نمیتونستم بیام بالا ...این صحنه رو دیدم یاد خودم افتادم ...
یادش بخیر واقعا ...











.gif)
.gif)