دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 137759

تاریخ انتشار : دي 1392

اعتراف میکنم قبل از امتحان با دوستام ایســـتاده بودیــم دم در سالن که صدامون کنن بریم داخل...
دوستــم دســتکش دستــش بود یهــو داد زد اینجارووووو نگا کــنید..دیدیــم تــو دستـــکشش تقلبی گذاشــته اون یکــی هم تو جــیبــش گــذاشته
بــود مــنم دوتا ســوال که به هــیــچ عــنــوان تو ذهــنــم ثــبـت نمیـــشد رو نوشـته بودم(امتحان مـــعارف داشتــیم)گذاشــتم تو جیب داخــلی کاپــشــنم مــنم رو کردم خوشــحالــو خــنـدون... ناگهاااان سرمــو چرخــونــم دیــدم دوربــین بالــا سرمونه وای وای مدیر هم از اینــور اومــد زیارتمون کنه ...
خلاصه خداروشکر که من پیشش اعتبار داشتم(بله معدل 19 کلاسم)و اجــازه داد امتــحــان بودیــم
اخرش لامصب اون دو تا سوال که نوشته بودم اومد بــــود...
واسه اخر خرداد هم تصمیم گرفتیم بریم مدرسه و یه ادامس بچسبونیم به دوربین که دیگه لو نریم خخخخ

ati & amir tataloo