دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 137051

تاریخ انتشار : دي 1392

The true storry:
اعتراف میکنم یه بار چنتا مرغ و خروس بودن تو فضای سبز منم ی چوب درخت بید ک بلنده برداشتم و یه مرغا رو اذیت کردم دیدم یه خروسا داره بددد نگا میکنه بازم محل ندادم و سر به سر مرغه گذاشتن ک دیدم خروسه کرد دنبالم منم مثل اسب میدویم ولی لامصب معلوم نبود موتور جت بش وصل بود که پا به پا من میدوید حالا فک کن دور پارک من بدو خروس بدو که دیگه یجا از ته مونده عقلم استفاده کردم جاخالی دادم در رفتم ,فقط شانسم گفت ظهر بود کسی تو پارک نبود وگرنه آبروم میرفت،تصور قیافم با اون وضیت با اون سن و … اصن ی و ض ی
لایک: خروس جون غیرتتو قربون
~_~