دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 136320

تاریخ انتشار : دي 1392

اعتــراف میکنم اون زمــان که فـقـط ثـابت بود وقــتی دوستــای خواهــرام زنــگ میــزدن خونـمون از قصد اون یکی دیگه خواهرمو صدا میزدم بیاد ...
اونام بعد از 30 ثـانیـه خـوشـو بـش میـکردن تازه میـفـمیـدن چی شده ...
منم یه خند های شیـطانی میکردمـو بعــدش تا آخر اون تلفـن مثــل سـگ از دسـت خـواهـرم در میـرفتـم ...