تاریخ انتشار : دي 1392
من اعتراف میکنم که همین چند وقت پیش رفته بودم خونه یکی از دوستام داشتم با باباش سلام و احوال پرسی میکردم و تند تند زبون میریختم یهو از دهنم در رفت گفتم مزاحم شرمنده شدیم...(شرمنده مزاحم شدیم)
جاتون خالی اهل بیت اینقده خندیدن اشک از دیدگانشون جاری بود...











.gif)
.gif)