تاریخ انتشار : دي 1392
یه شعر تو دوران مدرسه ما میخوندیم ، البته احتمالا به سن شما قد نمیده
مال دهه شستیهاست
"لطفا با ریتم بخوانید"
آماده :
شبانگاهان سوسک اومد خونمون، رفت تو وان حموم، من نترسیدم
عجب سوسک بی حیایی بود
سیاه سوخته آفریقایی بود
مامان گفتش سوسک که ترس نداره ، بال و پر نداره ، شاخ و دم نداره
بابا رفتش، تار و مار بخره ، سوسکه رو بکشه ، من نمی زارم
با دمپایی افتادم جونش، تا میخورد زدمش ، من نترسیدم
چه زیبا بود ، بال و پر زدنش ، زیر دمپایی ، دست و پا زدنش











.gif)
.gif)