دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 133794

تاریخ انتشار : دي 1392

اعتراف میکنم
بچه که بودم حدود 4 یا 4.5 سال اصرار به بابام که من میخوام برم نونوایی بابامم بعد کلی خواهش قبول کرد بهم گفت رفتی نونوایی ازهر کی جلوت بود بگو صف 2تایی ها کجاست؟ برو پشت اخرین نفروایستا {یادتون قدیماصف نونوایی شلوغ بود} منم رفتم..........
5 دقیقه بعد برگشتم درحال گریه
بابام گفت نون تموم شد گفتم نه
گفت بهت نون ندادن گفتم نه
گفت صف توگرفتن گفتم نه
گفت پول توگرفتن گفتم نه
گفت پس چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم کسی نبود پشت سرش صف وایستم...................
بلعععععععععععععععععه من یه همچین بچه ی زرنگی بودم یه بارم که صف نونوایی خلوت بود......