تاریخ انتشار : دي 1392
بچه که بودم وقتی با دختر خالم که یه سال ازم کوچیکتر بود دکتر بازی میکردم همیشه من میشدم دندونپزشک
بعد دندون مصنوعی بابا بزرگمو از تو آب در میاوردم بهش میگفتم باید بذاری تو دهنت^_^
اونم گریه میکرد و نمیذاشت
منم تهدیدش میکردم که اگه نذاری دیگه باهات بازی نمیکنم*_*
اگرهم به کسی بگی بازم باهات بازی نمیکنم G_G
اون بیچاره هم میذاشت تو دهنش O_o
ولی همیشه بعد بازی تا 2 3 ساعت داشت بالا میاورد >_<
ولی خدایی خیلی حال میداد ^_^
بیچاره بابابزگم ^_^











.gif)
.gif)