تاریخ انتشار : دي 1392
اعتراف میکنم مامی گف 6 سالم که بوده یه روز تو اتاق آلبوم عکس گذاشتم جلوم و نیگا میکردم و گریه میکردم!
مامانم اومده گفته چرا داری گریه میکنی؟منم عکس عروسیشون با بابا رو نشون دادم و گفتم:پس من کوشم؟چرا منو عروسی نبردی؟چرا من تو عروسی نیستم؟آخه آدم نباید تو عروسی مامان باباش باشه؟!!!!میگف تا 2 روز قهر بودم!
نخندین دیه بچه بودم! ^_^











.gif)
.gif)