تاریخ انتشار : آذر 1392
عاقا با خوهرم و دومادمون رفته بودیم بیرون، قرار شد بازم بریم دور بزنیم خواهرم گفت نمیام خستم میخوام برم بخوابم ...اومدم بگم از خستگی ایستاده خوابش برده گفتم از خستگی زنده زنده خوابیده.....
من...... :_)))))))))))))))))))
خواهرم.....))))))))))
گارد ریل وسط خیابون ::::))))))
بقیه آسفالتو جوووویییده بودن.....











.gif)
.gif)