اعتراف میکنم وقتی سوم راهنمایی بودم دبیر هنرمون منو بخاطر اینکه تکالیف بقیه رو هم انجام داهد بودم و تازه 2 ماه بعد از امتحان ترم فهمیده بود منو از کلاس بیرون کرد منم سر این موضوع ازش کینه به دل گرفتم و تصمیم گرفتم هر جور شده تلافی کنم نزیدیکای 4 شنبه سوری بود و منم انواع مخلفاتش رو به قول گفتنی فراهم اورده بودم چون این اقا معلم ما ناراحتیه کلیه داشت مجبور بود هر زنگ تفریح بره دستشویی منم منتظر موندم تا اقا رفتن دستشویی دبیر بد بخت بی خبر از همه جارفت تو دستشویی غافل از نقشه ی شوم منمنم از پشت دستشویی که یه پنجره ی کوچیک داشت یه سیگارت و شکلاتی روشن کردم و انداختم تو دستشویی منفجر شدن همانا بیرون پریدن از دستشویی همانا
بنده خدا وقتم نکرد دکمه ی شلوارشو ببنده دیدن این صحنه برای 265 بچه ی راهنمایی از هر جکی خنده دارتر بود و شلیک خنده ی بچه ها مدرسه رو میلرزوند تا ناظم اومد ولی منم بین بچه ها بودم و ناظم هرگز نفهمید کار من بود و فک میکردن کار پسرایی که از تو خیابون رد میشدن دبیر گرامی بخاطر کار بنده تا یه هفته تو بیمارستان بستری شد و منم دلم براش سوخت
نمایش مطلب شماره 130154
تاریخ انتشار : آذر 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
3317
بازدید دیروز: 21217
کل بازدید: 534007060
بازدید دیروز: 21217
کل بازدید: 534007060










