دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 124473

تاریخ انتشار : آبان 1392

اعتراف میکنم کلاس سوم ابتدایی بودم،خالم صبحا بچه اشو ک 1 سالش بود بعضی وقتا میاورد پیش مامانم چون خودش میرفت سرکار...
آقا ی روز مامان من باید یکم زودتر میرفت مدرسشون(تو روستا بود)،خالم هم نیم ساعت بعدش میومد،واسه همین منم چون تایم ظهر بودم و البته فوق العاده مسئولیت پذیر!!!!!!بچه رو ب من سپرد تا خالم بیاد..
تو همون نیم ساعت،دختر خاله وقت نشناس من پی پی کرد...
منم خعلی شیک و مجلسی اونو تو سینک ظرفشویی(دقت کنین:تو سینک ظرفشویی!!!!!!!!!!!!)شستم....تازه چون قدم ب سینک نمیرسید،ی صندلی هم گذاشتم زیر پام!!!!!!!!!!!خخخخخخخخخخخخ