تاریخ انتشار : آبان 1392
یه روز میخواستم صبح زود بلند شم درس بخونم، طبق معمول شب خوابم نبرد، نصف شب آسکاریس درونم گل کرد با صدای بلند شروع کردم به خروپوف؛ خخخ پو خخو پوف...
یه دفه طی یه عملیات انتحاری، بابام چراغو روشن کردو با چشم باز خوروپوف کردن منو دید؛
هیچی دیگه ،خونه خوبه خونه تشک مو میده /خونه خوبه خونه لحاف مو میده/این بیرون هوا خوب نیس و هوا بارونی











.gif)
.gif)