دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 122397

تاریخ انتشار : آبان 1392

اعتراف ميكنم همراه بابام رفته بوديم دكتر ، بعد من كُتم رو گرفته بودم دستم 
بابامم فيش دكتر رو كه براى ورود به اتاقش  بايد ميداديم به منشيش داده بود دست من 
خلاصه نوبتمون شد . 
از جام بلند شدم برم تو منشيه دستش ُ دراز كرد طرفم 
منم يه لحظه احساس كردم اومدم مهمونى و اينم دم در وايستاده كت بگيره
 در نتيجه كتم رو گذاشتم تو دستش  ... 
بنده خدا زد زير خنده گفت كتت رو ميخوام چيكار فيش رو بده به من . .. 
ديگه روم نشد ببينم قيافه ى حضار از خنده چه طورى شده :|