دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 122203

تاریخ انتشار : آبان 1392

اعتراف میکنم دبستان که بودم یه بار که درس نخونده بودم معلمم منو صدا کرد که ازم درس بپرسه.منم دستمو گرفتم رو دلم یه حالت اضطراب خوفناکی هم تو چهرم انداختمو گفتم خانوم میشه برم دستشویی زود بیام؟ طفلک معلمم چنان خوفی برش داشت که انگار با سلاح گرم دارم تهدیدش میکنم گفت بدو بدو بدو برو! دویدم بیرون و چند قدمی که از کلاس فاصله گرفتم آسته آسته واسه خودم شروع به هواخوری کردم تا اینکه زنگ خورد بعد با خیال راحت به کلاس برگشتم و وسایلمو جمع کردم و رفتم خونه.هیییییییییی یه احساس خوب موفقیتی بهم دست داده بود که به ده تا نمره بیست می ارزید