آقاخونه داییم دعوت بودیم یه بیست نفری روی هم میشدیم مادربزرگ منم پهلوی من نشسته بود یه مشت پی تو خوروشته بود من که از پی بدم میومد وحالم بهم میخورد یدفه ای زنداییم گفت علی پی دوست داری منم خواستم کم نیارم گفتم آره زیاد مادر بزرگم برداشت هرچی پی بود گذاشت توبشقاب من حساب کنیدقیافه من اون لحظه چجوری بود هرچی چشمک مینداختم مادربزرگ برش دار پی رو من خوشم نمیاد همین جوری که داشتم زیرچشی التماس میکردم برگشت جلوهمه گفت توکه پی دوس نداری دل درد داری میگی دوس دارم من اون لحظه آب شدم و رفتم تو زمین باورکنین ازخجالت مردم....نریا اول یه لایک به من بیچاره کمک کن بعد برو ایول دمت جیز
نمایش مطلب شماره 121816
تاریخ انتشار : آبان 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
22513
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534868435
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534868435










