دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 121223

تاریخ انتشار : آبان 1392

یه سری از طرف مدرسه ما رفتیم مشهد شب اولی که با دوستام که 3نفر بودیم تو هتلمون میخواستیم بخوابیم دیدیم یه در هست تو هتلمون با بدختی بازش کردیم دید بلععععععععععععععه این در واسه به اتاق بغلی وا میشه تو اون اتاقم هم 4نفر از دوستامون تو خواب هف پادشاه ماهم شیطنت گل کرد من چادر مشکی کشیدم روسرم دستکش سیاه پوشیدم و یه شال سیاهم بستم به صورتم که همه جام سیاه باشه یه کی دیگه از دوستام ملافه ی تختو که سفید بود کشید رو سرش اون یکی دوستمم چهار دستو پا اومد هیچی نداشت همه جاهم تاریک یواشکی رفتیم اتاقشون پریدیم رو چهارتاشون که رو تخت خواب بودن دوتا تخت دونفره کنار هم بود
دیگه بقیشو خودتون حدس بزنید چی شد ...
اونشب من پیش ناظمون خوابیدم یادش بخیر