تاریخ انتشار : آبان 1392
سوار اتوبوس شدیم با دوستم من از شدت خستگی خوابم برد بعد وقتی به خونمون نزدیک شدیم دوستم صدام زد گفت پاشو الان نگه داشت پیاده شو رسیدی من انقد گیج خواب بودم از دوستم که خدافظی نکردم هیچی وقتیم خواستم پیاده شم سرم خورد به میله ی وسط پله های اتوبوس ملت کف اتوبوسو جویدن











.gif)
.gif)