تاریخ انتشار : آبان 1392
یادمه بچه که بودم اتاقم با داداشم یکی بود منم همیشه واسه اینکه داداشمو بترسونم صندلیو هرچی به دستم میرسید میذاشتم رو هم چادر مشکیه مامانمم مینداختم روش چراغم خاموش,داداش منم کلا عین خیالشم نبود راحت میرفت تو اتاقو میومد, حالا من مونده بودمو جِنی که خودم ساخته بودمو ازش میترسیدم ^_^











.gif)
.gif)