دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 120190

تاریخ انتشار : آبان 1392

(اول از همه سلامتي همه سربازا بزن دست قشنگه رو)
عاغا يه شب تو پادگان بوديم دوست ما سر پستش بود دژباني
چندتا بچه ها واسش يه نقشه ريختيم خدا مارو ببخشه
با گوشي موبايل بچه ها زنگ دژباني زديم دوستم گوشي برداشت يكي از بچه ها صداشو عوض كرد و خودشو جاي مسئول شب جا زد به دوستم گفت به نشونه اينكه بدونم خوابي يا بيدار زود برو همه ي چراغاي دژباني رو سه بار خاموش روشن كن..... عاغا دوست ما هم ساااااادهههههه بيچاره نميدونيد با چه سرعتي هي چراغا رو خاموش ميكرد ....روشن ميكرد..... خاموش ميكرد.... روشن ميكرد....ما هم كه داشتيم از دور ميديدم زمين پادگان رو ميجوييديم ....روده بزرگه تو حلقمون اومده بود.....خخخخخ اما مگه ول كنش بود.دوباره به اين بدبخت گفت پاشو بيا از دژباني بيرون پشت ماشينا رو چك كن ببين كسي نباشه اونجاااا..... آآآخ نميدونيد چه حالي داشتيم ....افتاده بوديم رو زمين از خندههه
خدايا ببخش..خخخخخ