تاریخ انتشار : مهر 1392
اعتراف می کنم من هر چی می خوام بهم نمی رسه بگو برای چی...
خونه مون عروسی بود من هم خوش حال می خواستم لیزر بندازم تو چشم مردم رفتم با موتور یه دوری بزنم هیچی دیگه از خوش حالی یه ترمز زدم موتور با تمام سرعت رفت تو دیوار عروسی که تمام شد دستم شکست رفتیم عمل چون خیلی بد شکسته بود...
بعدشم گفتم دیگه گچه دستمو باز میکنند میرم فوتبال و...
گچ دستم را باز کردن عکس گرفتن دکتره گفت خوب جوش نخورده یه 20 درصد مونده من گچ نمی گیرم تا راحت خوب بشه هیچی دیگه از سوار شدن روی چرخ
دعوا کردن
منع شدم ...











.gif)
.gif)