تاریخ انتشار : مهر 1392
عاغا یکی از سوتی های خودمو میگم در حد تیم ملی:
دی:
یه روز داشتم تو خیابون راه میرفتم داشتم فک میکردم که امروز چیکار باید بکنم یادم افتاد تلفنمون خراب شده باید ببرم درس تش کنم از کنار یه پیر مردی رد میشد یکی از همسایه هامون بود تو همین فکر بودم که به جای اینکه به پیر مرد بگم سلام گفتم الو عاغا منو میگی تا خود خونه داشتم از سوتی خودم زمینو گاز میزدم که یه دفعه دیدم کنار برخی از همین دوستان که سوتی میدن در افق در حال سیر کردنیم این کیس و کیبورد بامیز کامپیوتر تو حلقم اگه دروغ بگم!!!!!!!!!!
دی:











.gif)
.gif)