دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 116996

تاریخ انتشار : مهر 1392

تولدم بود رفتم دانشگاه همه دوستام ریختن سرم جیغ دست هوراا دیوونه بازی تولد تولد تولدت مبارک منم ذوق مرگ شدم گفتم دمشون گرم اینا دیگه کین یادشونه تولدمو بعد ساعت کلاس شروع شد رفتیم سر کلاس بعد وسطاش استاد گفت ده دقیقه استراحت کنید دوستام گفتن بریم بیرون تولدته باید ما رو مهمون کنی گفتم بریم رفتیم بیرون اونا گفتن ما اینجا میشینیم تو برو از بوفه بخر بیار .منم رفتم سر راه هر کی منو میدید یه نگاه میکرد میخندید بعد میگفت تولدت مبارک منم هاج و واج تشکر میکردم بعد گفتم خدایا اینا که منو نمیشناسن از کجا میدونن تولدمه!!! برگشتم دیدم همه افتادن رو زمین همدیگرو گاز میگیرن بعد از سه ساعت التماس که بگید چه کرمی ریختید بــــــــــــــــــــــــــله
فهمیدم آشغالا ورداشتن رو کاغذ نوشتن امروز تولد منه من کمبود محبت دارم لطفا به من تبریک بگید بعد چسبوندن پشت من
خیلی نفهمن مگه نه؟!!!