تاریخ انتشار : مهر 1392
تا جاییکه یادمه سوتی به این بزرگی نداده ام.....
یکروز داشتم میرفتم باشگاه(الان بگم ورزشکارم و تکواندو کار؟) منتظر تاکسی بودم،پشت سرم یه سوپری بود و چندتا پسرای همسایه وایستاده بودن.یدفعه از کوچه روبه روییم یکی از پسرای همسایه با ماشین اومد و هی بوق زد و اشاره کرد یه سمتی منم فک کردم با منه بهش اشاره کردم ممنون ازونطرف نمیرم یکدفعه برگشتم دیدم داره با پسره پشت سریم حرف میزنه.یعنی داغون شدماااااا.خداااا.رفتم کوچه علی چپ اینا











.gif)
.gif)