آقا من میخام اعتراف کنم. یه بار خیلی بد ضایع شدم خیلیییییییی بد...
من اون موقع اول یا دوم دبیرستان بودم. مدرسه تعطیل شد خاستم اتوبوس سوار شم برم خونه. اون موقع ها گاهی اوقات شاگرد راننده وای میستاد جلوی در وسط اتوبوس و همون اول کرایه میگرفت. یعنی موقع سوار شدن...
حالا من سوار شدم و کرایه توی دستم بود. از در وسط وارد شدم. دیدم یه مرد اون جلو ایستاده. یه لحظه نمیدونم چی شد که فکر کردم اون مرد; شاگرد راننده هست. من هم خیلی شیک دستم رو طرفش دراز کردم و کرایه رو به طرفش گرفتم. من سرم پایین بود و داشتم کف اوتوبوس رو نگاه میکردم. دیدم یه دفعه اون مرده خودشو کشید عقب!!!!!!
من یهو نگاش کردم دیدم خودش مسافره!!!!!!
حالا اتوبوس هم تقریبا شلوغ بود... من بدون اینکه به روی خودم بیارم رفتم رفتم اون عقبا وایسادم.
فقط خدا رو شکر که اون موقع اون یارو یا بقیه ی مسافرا چیزی نگفتن وگرنه همون لحظه پیاده میشدم.
نمایش مطلب شماره 102821
تاریخ انتشار : شهريور 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
5712
بازدید دیروز: 22011
کل بازدید: 533772239
بازدید دیروز: 22011
کل بازدید: 533772239










