دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 102627

تاریخ انتشار : شهريور 1392

اعتراف میکنم ؛-) وقتی بچه بودم ی بچه گربه داشتیم ک هروقت مامانم نبود رو سرش جوراب میکشیدم و سوار تابش میکردم خخخخ وقتی پایین میاوردمش از سرگیجه تانگو میرخصید... دیگه آخراش بوی جوراب گرفته بود و چشاش چپ شده بود... بیچاره ... وقتی مامانم بر میکشت هی بهم اشاره میکرد بگم؟! بگم!؟ خخخخخ