دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 102490

تاریخ انتشار : شهريور 1392

اقا من با مخاطبم رفتم بیرون.رفتیم پارک بعد نشستیم رو نیمکت یه پیرزن اومده میگه:ننه خجالت بکش زشته به خدا! بعد یه ذره رفت جلو یهو پسرش رو با مخاطب خاصش دید.
یه نگاه به ما کرد یه نگاه به پسرش!
بعد گفت:عروس گلم امیدوارم با اصغر بهت خوش بگذره!
یهو دختره گفت: اوا شاهین!اینچی می گه.
بعد رفت!!!!!!!!!!!!!!
از اون روز به بعد مخاطبم کلید کرده میگه تو اسمت حسین نیست اسمت غلامه!
شناسنامه هم قبول نمی کنه!