دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 102452

تاریخ انتشار : شهريور 1392

اعتراف ميكنم بچه كه بودم از داروهاي مامان آمپول بر ميداشتم و جوجه هائي كه داشتيم رو سوزن ميزدم و اداي دكتر رو در مياوردم اما از شانس بد من نميدونم چرا همه مي مردن و بعد ميرفتم دزدكي خاكشون مي كردم و مامان فكر ميكرد كار گربه هاست ....شانس آوردم اين عمليات روسر آبجيام امتحان نكردم وگرنه....مابقيش رو خودتون حدث بزنيد ...