اعتراف میکنم وقتی بچه بودم بالکون خونمون رو ب کوچه بود هر وقت مامان و بابام خونه نبودن با داداشم میرفتیم رو بالکن مشما فیریظر(فریزر،فریذر) رو پر اب میکردیم هر کس رد میشد مینداختیم رو سرش یارو خیس میشد ماهم کلی میخندیدیم یه روزهیچکس نبود دوباره داشتیم همین کارو میکردیم و کلی حال میکردیم ی مرده اومد جلو خونمون وایساد ماهم فکر کردیم همسایه هان روش اب ریختیمو فرار کردیم بعد چند دقیقه دیدیم بابام اومد خونه اون مردم بالام بود ک بلیز نوشو پوشیده ماهم نشناخته بودیمش هیچی دیگه کلی دعوامون کردو بعد اونم دیگه نزاشتن تا چند سال خونه تنها بمونیم!!!
لایک:خو بچه بودین دیگه
لایک:کصافطا عجب مردم ازارایی بودین
لایک:هیچکدام از موارد
:()()
نمایش مطلب شماره 101983
تاریخ انتشار : شهريور 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
19423
بازدید دیروز: 15653
کل بازدید: 533763939
بازدید دیروز: 15653
کل بازدید: 533763939










