دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----

چند شب پيش سر پست بودم و از لحاظ روحي خيلي داغون بودم...
مشكلات زندگي بهم غلبه كرده بود...
ديگه عقلم به جايي قد نميداد...
از اين زندگي لعنتي خسته شده بودم‏...
خشاب اسلحه امو بيرون آوردم و يه گلوله از توش كشيدم بيرون...
با يه بغض خاصي؛ عميقا به گلوله زل زدم...
با خودم گفتم: "اين ديگه آخرين راهه...اين ميتونه همه چيزو تموم كنه...ديگه از اينجور زندگي كردن خسته شدم...اين گلوله ميتونه تمومش كنه...‏"
در مورد كاري كه ميخواستم انجام بدم؛ ترديد داشتم...
بلاخره تصميمم رو گرفتم...
بايد تمومش ميكردم...
سريع گلوله رو گذاشتم تو خشاب...خشاب رو گذاشتم روي اسلحه...گلنگدن رو كشيدم و اسلحه رو مسلح كردم...
.
بعدش يه تير هوايي زدم؛ روحم شاد شد‏!‏‏! ^_^
آي خنديدم...آي خنديدم...
همه مشكلاتم يادم رفت‏!‏

دیروز که کلاس شیمی بودیم مسئول آموزشگاه هی میومد و میرفت به بهانه های مختلف.بعد یه بار اومد تو کلاس دبیرمون یه جوری نگاش کرد که بیچاره خانومه یادش رفت چی میخاسته بگه.یه نگاه به ما کرد گفت شماها چرا 4تایی نشستین روی یه نیمکت بعد رفت واسمون صندلی خودشو برداشت آورد.
اصلا دست دهقان فداکار رو از پشت بست با این کارش.باید اسمشو میزاشتن ریز فاطمه خواجوی بخدا در حقش اجحاف شده . مسئولین رسیدگی کنن

خاطرات بچگی زیبارتند/یادگاران کهن ماناترند/کاش هرگز زنگ تفریحی نبود/ جمع بودو تفریقی نبود/کاش میشد باز کودک میشدیم لااقل یکروز کودک میشدیم/همکلاسیهای من یادم کنید/بازهم در کوچها یادم کنید...

یادش بخیر

تفعل زدم نیمه شب به قرآن کتابی که از عشق شیرازه دارد برای دلم آیه صبر آمد ولی نازنین صبر اندازه دارد

با اجازتون دیروز اولین جلسه کلاس فوق العاده شیمیمون بود.یکی از بچه ها پرسید ببخشید اقا چقد دیگه از کلاس مونده؟؟؟
دبیره هم که گرم درس دادن بود همچین ژست گرفت،یه نگاه عاقل اندر سفیه ب دوستم انداخت و گفت: این دوتا رو باهم جمع کن تقسیم بر فراوانیشون کن بدستش میاری.
هیچی دیگه بیچاره دوستم هنوز تو کلاس نشسته داره جمع و تقسیم میکنه که کی کلاس تمومه بره خونشون.

عاقا ما امروز یهو محبتمون قلمبه شد رفتیم واسه برادرزادمون(نه بابا گودزیلا نیست) شیر کاکایو خریدیم.آوردم خونه گفتم بیا عموجون بخور.بعد یهو مامانم دادزد گفت الان وقت شیر کاکایو نیست میخواد ناهاربخوره.خلاصه نذاشت بخوره.بعد میگه بیا ایلیا جان(اسم برادرزادمه)واست شربت درست کردم بیا بخور!!!!!!!!!!!نه خدا وکیلی من الان حق دارم برم دنبال پدر مادر واقعیم یا نه؟؟؟؟
لایک=آره زودتر برو

ی جمله کافیه تا قلبت بشکنه! ی کلمه کافیه تا غم عالم ب دلت بشینه و ی دوست کافیه تا همه ی غم های عالمو از یادت ببره!
مرسی ک دوستمی

فانتزي من اينه كليد افق رو بدن دسم بگن هركي رو دوس داري بيار منم أون 4jok ي هايي رو ببرم تو افق كه مثل خودم امتيازشون منفي يه عددي باشه بقيه احتياجي به افق ندارن ميتونن با امتيازاشون حال كنن

امتياز هاي منفي … بكوب لايكو حدود دستم بياد

حیرانم سرنوشت با امروز و فرداهای من چه کرده است که دیگر هیچ لحظه ای حتی یک ذره از شیرینی های گذشته را هم برایم مزمزه نمی کند

هر شب …
به خودم قول می دهم که
فراموشـت کنم !
وقتی عکست را می بینم
تو را که نه ...
قولم را فراموش می کنم… !

من کافی نت دارم . یه روز اول صبح یه پیرمرده اومد تو مغازه برای ثبت نام گفت کابینت همینجاس؟ منم لبخندی زدمو گفتم بله . شروع کردم به ثبت نام ،همینطوری که من داشتم ثبت نامش می کردم هواسم بود بهش، هی دنبال یه حرف می گشت که بزنه ، هی اینور و اونور ونگاه کرد، هنوز هیچ مشتری ای نیومده بود وپشت میزا خالی بود، یدفعه برگشت گفت مثل اینکه همکاراتونم نیومدناا.

امان از دسته این مانکنای جلویه مغازه هأ امروز دماغ یکیشون و گرفتم بهم گفت مرض داری ؟ نگو صاحب مغازه بود!! :

با توجه ب نکات ظریفی ک فقط من بهشون پی بردم فک میکنم هوش سیاه ادامه داشته باشه..اول اینکه فکرمیکنین چرا شلیک اول اون آقاپلیسه ب هدف نخورد؟؟؟واسه اینکه کارگردان میخاس جمشید بپره توی دریا وجون خودشو واسه بازی توسری بعدی نجات بده ..دوم اینکه یه لحظه آخرای فیلم دوربین یه صحنه رو از روی آب نشون داد ک احتمالا اون جمشید بوده ک روی آب بوده. خدایی این صحنه رو دیگه فقط چشمان تیز بین من دید.
حالا ازهمه اینا بگذریم هرکی مثل من جونش درمیره واسه آرتیست بازیای دورازواقعیت جمشید زبل ،بزنه لایکو...
لایک = لایک میکنم چون میدونم با گوشی وصل شدی اینترنت وشارژت زرت و زرت تموم میشه..بلکه یه شارژ برنده شی.
لایک = خداخیرت بده ک میدونی و لایک میکنی.دستت طلا
لایک = ایشالله بری کربلا
لایک = ایشالله قسمت بشه همگی باهم بریم

((دروغوگو دشمن خداست))قربونت برم خدا چقدر دشمن داری♥...!

آقاخواستم از سازنده هاي هوش سياه ومخصوصا اون قسمت اخرش تشكر كنم!مخصوصا اون كه برخورد موشك با قايق روساخته بود!