دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

زندگی گریه نوزادی است / در لحظه زایش / به زبان دل خویش
زندگی فرصت خندیدن دل / زندگی گریه شوق / از پی وصلت عشق
زندگی غلغله جوشش آب / داخل ظرف سماور / به کنارش قوری
زندگی بارقه نور امید / در پی یافتن راه شفا / به مریضی که جوابش دادند
زندگی آینه پاکیهاست / زندگی آشتی شب پره هاست
زندگی لحظه دیدار دو دوست / بعد یک عمر، فراق
زندگی صفحه شطرنج دل است / زندگی قدرت یک کیش رخ است / تا که با لبخندی / کندش مات ، شه نومیدی را

اوج ضايع شدن اونجاس كه مياي 4jok‏ مطلبي رو كه فرستادي و تاييد شده رو بيدا ميكني ولي ميبيني تعداد لايكش از بقيه كمتره!
بعدا ميكن جرا جوونا معتاد ميشن
حالا خود دانيد ديكه!
اكه لايك نكنيد ميرم معتاد ميشم...

تازه فهمیدم
چرا پشت سر
مرده ها آب نمی ریزند
چون این دنیا
ارزش برگشتن ندارد.....!

یادش بخیر دوم دبیرستان که بودم بعد از پیدا کردن کارت واکسیناسیون پسر همسایمون که برای روز قبل بود زنگ زدم خونشون گفتم آقای احسان...؟17 ساله؟نام پدر....؟هستید؟
دیروز واکسن سرخک،سرخجه زدید؟
با تعجب گفت : بله!
آقا منم گفتم : "اشتباه شده واکسنی که دیروز زدید تا 48 ساعت دیگه باعث بروز علائمی می شه که باید تحت مراقبت باشید مثل حمله های قلبی یا تنفسی"!
طرف از ترس از حال رفت و نیم ساعت بعدش با آمبولانس بردنش بیمارستان...
هنوزم عذاب وجدان دارم!!!

"خلیج همیشه فارس" یادش بخیر تو دوره راهنمایی چه شیطنت هایی میکردیم یک روز سر کلاس از معلممون اجازه خواستیم تا زنگ تفریح نخورده بذاره بریم خوراکی بخریم چون بوفه شلوغ میشه ولی بهمون اجازه نداد ما هم بنجره کلاس رو باز کردیم که رو به حیاط بود معلممون نگاش به تخته بود ماهم یکی یکی از بنجره رفتیم بیرون معلممون وقتی برگشت دید کسی سر کلاس نیست این شد که قهر کرد و دیگه هیچوقت سر کلاس نیومد کی گفته اقایون شیطونن و دخترها اروم؟قابل توجه اقایون...ما اتیش میسوزونیم

هـــــــی ماه رمضون شد
مادر بزرگت نخودای آشش رو با قـاشـقـش نـریـزه تـو بــشــقــابــت
صـــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــواﭞ
ヅ هویج シ

میگفت:
وقتی آب خوردی بگو : یا حسین(ع) ...
ولی روزهای ماه رمضون که آب می بینی و نمیتونی بخوری!!!
آروم زیر لب بگو:
یا ابالفضل (ع)!!

&&&&& JAJOoL &&&&&
یادش بخیر هروقت تو کلاس هر اتفاقی میفتاد مینداختیم گردن شیفت مخالفی ها …

بوی دارچین روی شله زرد و فیرنی,بوی حلیم و آش رشته
عطر نارگیل روی خرما,صدای ربـــنــــــا,نون تازه ای که دو ساعت تو صفش وایسادی
پارچ آب یخی که حکم شیر عسل رو داره,زولبیا بامیه که منتظره اللاه اکبرن
حال میده نه؟؟؟؟
ولی یاد اون دخترک خانواده فقیری باشیم که وقتی ظرف حلیم رو تو دستات میبینه دلش پر از حسرت میشه و آه میکشه که کی میشه اونم از این لذت ها سهمی داشته باشه اگه جای دو کیلو زولبا بامیه یه کیلو بخوریو یه کیلوشو بدی دم در ی خانواده فقیر اونوخ بردی
ヅ هویج シ

"خليج هميشه فارس" وقتي17سالم بود(الان20سالمه)مامانم منو فرستاد برم زير ‍‍بله جارو بيارم(خونمون دو طبقه بود)منم همينطور كه داشتم میرفتم جارو رو بیارم با خودم فکر میکردم بدجور تو افکارم غرق بودم چشمتون روز بد نبینه درو باز کردم رفتم بیرون درو هم بستم وقتی به خودم اومدم که با تاب و شلوارک سر کوچه بودم!!دیگه خودتون تو اون لحظه قیافه من و رهگذرهارو تصور کنید... چیه به چی میخندی؟! خب داشتم فکر میکردم

&&&&& JAJOoL &&&&&
مامانم تعریف میکرد میگف:
حدود سه سالت که بود هرشب ساعت دو سه که میشد میومدی منو صدا میزدی میگفتی من دسشویی دارم ؛منم بهت میگفتم برو دسشویی . تو هم میرفتی ومنم دوباره می خوابیدم. یه دفه بهت گفتم خب لازم نیست هر دفه اول بیای منو صدا کنی خودت برو دیگه! توهم گفتی باشه. شب خواب بودم اومدی صدام کردی گفتی مامان دیگه نمیخواد بیدار شی من خودم میرم دسشویی!!
یعنی واقعا ایول به خودم!اون موقع بود که فهمیدم دختر خاله گودزیلای نخبم به کی رفته...

رنگ ارزوهایم خیلی پریده... تو اگر دستت به اسمانش رسید چند تکه ابرنقاشی کن! تا من دلم به ابر ها خوش باشد.... لایک: عاشق هوای ابریم. ابرهای سیاه که رو خورشیدو بپوشونن بدون حتی یه قطره بارون....

از اینجا که هستم !
تا آنجا که هستی !
وجب به....وجب دلتنگتم...

قدیما پسرا یه تار از سیبیل مبارکشون میفتاد یا سه چهارتا از ابرو هاشون کم میشد افسردگی حاد میگرفتن و تا دوماه از خونه بیرون نمیومدن ...
حالا پسرا قبل اینکه بند نندازنو زیرابرو بر ندارن سرشونو از پنجره بیرون نمیندازن...
والااااااااااا تفاوت شخصیتی تا این حد ...
دخترا پرچم بالاس...حالا پسرا یا ناخوناتونو بجویین یا هلکوپتری برین!!!^ـ^

با خواهرم نشسته بودیم تو اتاق خواهرم ازم پرسید : کنکورتو چطور دادی؟ اخه امسال من برای اولین بار کنکور دادم و خاهرم سال دومش بود.گفتم: زیاد بهش امیدوار نیستم.!گفت: منم همینطور. یه مدت چیزی نگفتیم .یهو خواهرم در اورد گفت: نیلو در حق من خواهری میکنی؟ گفتم :تو جون بخواه ابجی(رفته بودم توفاز فیلما) گفت: تو رو خدا یه شوهر پولدار کن منو بفرست دانشگاه ازاد!!!!!!! لایک: شوهر پولدار کجاست توهم دلت خوشه.