اعتراف میکنم که وقتی چوچولو بودم تو حیاطمون یه تاب داشتیم من جوجه اردکهامو سوار تاب میکردم تابشون میدادم بعد وقتی میاوردمش بایین دور خودشون میچرخیدن و میخوردن زمین بعد من از این کار شدیدا لذت میبردم بعدشم عمرشون کفاف نمیداد فرداش میمردن !
@اي بابا · ۱ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
اعتراف میکنم که وقتی چوچولو بودم تو حیاطمون یه تاب داشتیم من جوجه اردکهامو سوار تاب میکردم تابشون میدادم بعد وقتی میاوردمش بایین دور خودشون میچرخیدن و میخوردن زمین بعد من از این کار شدیدا لذت میبردم بعدشم عمرشون کفاف نمیداد فرداش میمردن !
رفتم گل فروشی میگم ببخشید کاکتوس هم دارید؟میگه واسه دکور میخواین؟ب ن ب خونمون شتر برورش میدم میخوام یه وقت احساسس غربت نکنه
"خليج هميشه فارس" وقتي17سالم بود(الان20سالمه)مامانم منو فرستاد برم زير بله جارو بيارم(خونمون دو طبقه بود)منم همينطور كه داشتم میرفتم جارو رو بیارم با خودم فکر میکردم بدجور تو افکارم غرق بودم چشمتون روز بد نبینه درو باز کردم رفتم بیرون درو هم بستم وقتی به خودم اومدم که با تاب و شلوارک سر کوچه بودم!!دیگه خودتون تو اون لحظه قیافه من و رهگذرهارو تصور کنید... چیه به چی میخندی؟! خب داشتم فکر میکردم
"خلیج همیشه فارس" یادش بخیر تو دوره راهنمایی چه شیطنت هایی میکردیم یک روز سر کلاس از معلممون اجازه خواستیم تا زنگ تفریح نخورده بذاره بریم خوراکی بخریم چون بوفه شلوغ میشه ولی بهمون اجازه نداد ما هم بنجره کلاس رو باز کردیم که رو به حیاط بود معلممون نگاش به تخته بود ماهم یکی یکی از بنجره رفتیم بیرون معلممون وقتی برگشت دید کسی سر کلاس نیست این شد که قهر کرد و دیگه هیچوقت سر کلاس نیومد کی گفته اقایون شیطونن و دخترها اروم؟قابل توجه اقایون...ما اتیش میسوزونیم