یه روز یه نفر میره مسافرت طوطیشو میده به همسایش تا نگهش داره بعد که بر میگرده همسایش میگه طوطیت مرده
مرد که میشنوه خیلی نارلحت میشه و به همسایش میگه کاش کمی مقدمه چینی میکردی مثلا میگفتی طوطیت فرار کرد بالای درخت بعد مرد
چند وقت بعد بابای مرده میمیره همسایش هم میخواست بهش خبر بده یه جوری که ناراحت نشه
میگه:
.
.
بابات رفت بالای درخت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
روابـــط دیــپلمـاتیکــم بـا بـــابــام قــطع شــده،خــدا کنـــه رو روابـــط اقتـــصادی بـــی تـــاثیر باشـــه :|
ای خدا مردیم از خوشی
من گمون کنم ما یه همسایگی با چهل دزد بغداد داشته باشیم آخه هروقت میخوایم بیرون بریم(حتی جای نزدیک) بابام تا جای که امکانش باشه کلیدو تو قفل در میچرخونه که قفل ندای بابام بابامش در بشه بازم شانس اوردیم سه بار بیشتر قفل نمیشه
خداروشکر که بازم فناوری های قفل سازی هنوز محدوده
الان که فکر میکنم میگم نکنه بابام چیزی تو خونه مخفی کرده ؟؟؟؟؟؟
وای تحریک شدم باید
از ایستگاه مترو صادقیه تا ایستگاه علم و صنعت رو مغز رفیقم کار کردم که یه کاری و برام انجام بده
تا راضی شد یه دختر سیریش فال فروشی اومد , رفيقم فال خريد , تا فال و خوند گفت " مسعود بی خیال , من که از اولش گفتم انجام نمی دم "
و پا شد رفت , فال و ورداشتم دیدم توش نوشته
" پیشنهادی به شما می شود از طرف یک گرگ دوست نما , شخصی با قامت بلند
چشمان درشت , مژه های فر , اصلا نپذیرید که تمامش ضرر است "
فقط مونده بود حافظ تو فال یه نامی هم از مسعود ببره ...
ما نفهمیدیم این دخترا که موهاشون رو میزنن بالا از چی استفاده میکنند عایا !!
تخم مرغ !
قوطی شیر خشک !
دمپایی !
یا مخلوطی از اینها
عاقا یه روز تو کلاس کلیات فلسفه استاد داشت از خوبیای ‘حوا’ می گفت و دخترای کلاس حسابی حال کرده بودن.
آخر حرفای استاد گفتم: به هر حال آدم نبوده :)
یدفه پسرا رفتن تو در و دیوار
دخترام که… تو فضا بودن
سال ها پیش دل من که به عشق ایمان داتشت
تا که آن نغمه ی جانبخش تو از دور شنید
اندر این مزرع آفت زده ی شوم حیات
شاخ امیدی کاشت
چشم بر راه تو بودم
که
تو کی میآیی
بر سر شاخه ی سبز امید دل من ...
که
تو کی می خوانی ؟ ...
هروقت تونستی به کسی آرامش ببخشی بدون عشقت واقعیه
وگرنه دوست داشتنی که آرامش معشوقو بگیره خودخواهیه
کاش می توانستم راحت حرف بزنم
چیزی بگویم از دلتنگی
میان آدم های که در این اتاق مجازی جمع شدند
فقط می گویم منم دلتنگم
یه خواهر پنج ساله دارم.دیشب شوهر خواهرم بهش گف محیا اون کاغذو بیار یه بازی یادت بدم.
محیا:چرا بازی یادم بدید ما با هم هیچ سنخیتی نداریم :|
قد ماموت سن دارم هنوز کاربرد این کلمه رو نمیدونم!
بعضی چیزها را ” باید ” بنویسم
نه برای اینکه همه ” بخونن ” و بگن ” عالیه ”
برای اینکه ” خفه نشم ”
همین !
کاش تو تقویم روز نامرد هم داشتیم که بشه به بعضیا تبریک گفت
امروزب یه نفر ک داشت باهام دردودل میکردگفتم:به کسی که ارزش فکرکردن نداره فکرنکن..یه زندگی جدیدشروکن..یه اینده ی بدون اون...ازنوشروکن...نمونه باش تافرزندتم نمونه باشه..
نمونه نیستم...ولی این حرف وخیلی وقت بایدبه خودم میگفتم...تمام سعیمومیکنم تااینده ای بسازم که اون دیگه وجودنداره...شک نکن
وقتی ورزشکارا مصاحبه می کنن، کلاً تحت هر شرایطی . . . . . . . « سطح مسابقات نسبت به سال قبل خیلی بالاتر بوده>> :D
اگر دیگران را به زیباترین نام ها بخوانیم.چیزی از ارزشمان نمیکاهد.مهم آن است که ما او را دلگرم ساخته ایم آنگونه باشد که ما می گوییم.
K : E @@@@@
دیشب عمو ها و عمه ها با توله سگاشون اومده بودن خونمون توله سگاشون داشتن قایم موشک بازی میکردن
عاغا منم رفتم دستشویی لامپ دستشویی هم سوخته بود . اون پدر سگی هم که چشم گذاشته بود فکر کرد یکی از بچه ها رفته تو دستشویی . کصافط دوید دوید مثل خر با لگد زد تو در دستشویی ، در خورد تو سرم افتادم تو سنگ دستشویی ^__^ داشتم جون میدادم ،اون پدر سگ هم داد میزد پیدات کردم بیا بیرون
شروار کردیم رو کشیدم بالا افتادم دنبالش پام لیز خورد شتلقققق کف حیاط پهن شدم
^__^ اصلا یه وضعی بود
ولادت امام رضا(ع) نزدیکه
کیا دلشون میخواست واسه روز تولد آقا مشهد بودن و تو صحن گوهرشاد چشم به گنبد آقا؟؟
لایک=من
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 22821
کل بازدید: 535328566










