دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----
تو يه تيمارستان سه تا ديونه رو ميارن تا ازشون امتحان بگيرن كه اگه حالشون خوب شده مرخصشون كنند. از اولي ميپرسند سينوس زاويه 76 درجه چقدره؟ ميگه: زرافه‏!
از دومي ميپرسند جزر راديكال 36 ضرب در 26% چقدره؟ ميگه: دوشنبه‏!
از سومي ميپرسند: سرعت سقوط يك جسم كروي به وزن 1 كيلوگرم در ارتفاع 10 متري تقسيم بر سرعت نور در شيشه دوجداره چقدر ميشه؟
ميگه: شربت پرتغالي‏!
هيچي ديگه...هر سه تا رو مرخص مي كنن به جاش دكتر امتحان گيرنده رو بستري ميكنن‏!‏‏!
‏(راستي پيشاپيش ايام جانسوز امتحان هاي مستمر رو به همه دانش آموزان و دانشجويان اين مرز و بوم تسليت ميگم-از ما كه گذشت؛ شما خوش باشيد‏!‏ خخخ‏)‏

اقا ما یه دانشجو داریم فعالا استاد اومده می خواس نشون بده ترم اولیه از جاش پا شده میگه اللهم صل علی محمدو....کلا کلاسمون رفت رو هوا:)!!!!!

  119134 | جوک جدید

یکی از سخترین کارای دنیا اینه که "حسش نیس" رو برا مامانت معنی کنی

باران در طي سال ميايد و ميرود
پس بمان و ببار بر زندگيم كه بي تو زندگي معنا ندارد
اي معني تمام هستي ام

براي بخشش كوه گناه يك راه است""دو قطره اشك بريزم در عزاي حسين

امام علے عليہ السلام:
هرگاه چيزي به تو نرسيد خود را دلداري ده به اين كه اگر به من ميرسيد اندكي با من همراه بود.
"غررالحكم"

امام علے عليہ السلام:
جامه تو برتن ديگري ماندگارتر است تا بر تن خودت ( زيرا پاداش آن هميشه خواهد ماند ، ولي بر تن خودت مندرس و پاره شده و از بين ميرود )
"غررالحكم"

امام علے عليہ السلام:
زشت ترين ناتوانيها دلتنگي است.
"غررالحكم"

اشک دلِ ما را نگران کرد/خونْ دلِ هر دو جهان کرد
حرمله بهرِ جفایش/تیرِ خود را به گمان کرد
دستِ صیاد از او درِّ صدف می گیرد
حرمله زیرِ گلو را چو هدف می گیرد
دلِ مولا شده پر خون/علی اصغر شده گلگون

آیا می دانید که ……کرم خاکی نه می بیند و نه می شنود.
آیا می دانید که ……زنبور از بوی عرق بدش می‌آید و به کسی که بدنش بو بدهد، یا عطرزده باشد حمله می‌کند.

لالا لالا به طفل نیمه ساله / چه گویم ای خدا با اشک و ناله
زدی ای آب، آتش موج کم کن / فرات بی وفا آبش زلاله

لا لا بخواب دنــــیا خسیســــه
واســه کمتر کسی خوب می نویســه
یکی داره هزار و یک ســتاره
یکی جز یاد تو هیچــی نــداره

عاقا ما یه بار نصغه شبی(طبق عادت) اومدیم سر یخچال.از قضا دیشبش کالباس داشتیم.منم که از خداخواسته شروع کردم به گاز زدنو خوردن کالباسه. داشتم از خوردن کالباسه لذت میبردم که یه دفعه برگشتم پشت سرمو نگا کردم دیدم بابام واستاده با عصبانیت داره کمربندشو وا میکنه......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه...
الان در یخچالمون با کمربند بسته شده به در کابینت :)))
سلامتی همه باباها... بزن لیکووو

+ طـرف میـگه برات میمـیرم هلاکتم ، اونوخ تا
میـخای دس بزنـی به گوشیـش
میـخاد پاره پورت کنه ..
آهای طرف ، پس بیخود کردی دم از عشق میزنی ...+

دنیا همه دیوانه و شیدای حسین است / مُهر همگان خاکِ کفِ پای حسین است
رمزی که شود ضامن ما در صفِ محشر / لبخند علی اصغر زیبای حسین است