دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

تقدیم به مادر شهید...
پیشونی بندها رو با وسواس زیر و رو میکرد
پرسیدم:دنبال چی میگردی؟
گفت:سر بند یازهرا...
گفتم:چه فرقی داره یکیشو بردار ببند دیگه!
گفت:نه!...
آخه من مادر ندارم!
التماس دعای فرج...
به امید ظهور یار...

آقا چند ماه پيش بابام از حج عمره اومده بود ديدم اي دل غافل شيش تيغه كرده داره مياد منم رفتم ميگم قبول باشه ولي ميگن حاجي كه از مكه مياد ريش داره تازه حاجيا كچلم هستن بابام برگشته ميگه تو تقصير (تقسير) كه نگفتن كدوم عضو كوتاه كنينو يكي موهاشو ميزده يكي ناخناشو ماهم ريشمونو زديم
حلا من:-0
بابام :-)
تقصير ....

گاهی برای آرام شدن باید وقت بگذارید...
نفس بکشید...
مکانی زیبا بیابید...
وبه هیچ چیز فکر نکنید.

تعداد صفحات دلتنگی:398
تعداد صفحات تنهایی:1092
تعداد صفحات خنده دار:222
خداوندا خودت قضاوت کن و دل همه ما رو شاد کن
الاهی آمین

در یک رابطه محکم دوستانه نیازی نیست همیشه و همه روز با هم در ارتباط و گفتگو بود
مادامیکه آن رابطه در قلب جای دارد
دوستان حقیقی هرگز جدا نخواهند شد

کسی که تلاش می کند همه را شاد نگه دارد و همئم همگان ست
همیشه خودش تنهاترین تنهاست
عجیب است
اما حقیقت دارد

خدا بیـامرزه اون زمانی که ما هم درس میخوندیم !
الان درس که هیچ ..
پست های بالای 3 خط هم حال نداریم بخونیم !!

آب را گل نکنیم،
شاید از دور علمدار حسین، مشک طفلان بر دوش، زخم و خون بر اندام، می رسد تا که ازین آب روان، پر کند مشک تهی، ببرد جرعه ی آبی برساند به حرم، تا علی اصغر بی شیر رباب، نفسش تازه شود، و بخوابد آرام.
آب را گل نکنیم،
که عزیزان حسین، همگی چشم به راهند که ساقی آید، و به انگشت کرم، گره کور عطش را بگشاید.
آب را گل نکنیم...

آنقدرکسی به دردودلمون گوش نکرد که دل دردگرفتیم...!!!

سلامتی اونایی که مثل مرد میگن که
من قول خودمو به یکی دیگه دادم!!!
ازم نخوا خیانت کنم..

این روزها 4جوک هم به من طعنه میزند!!!
وقتی از او مینویسم میگوید که بیشتر تلاش کن!!!!!!
صب کن
زیاد هم بی راه نمیگوید...
انگار تورا بهتر از من شناخته!!!
شاید برای شناختنت باید بیشتر تلاش میکردم...

امروز دیدم پشت یه ماشین نوشته بود:
دعا کردن از غصه خوردن بهتره!

شرف مرد، همچون بکارت یک دختر است، اگر یک بار لکه دار شد دیگر هرگز جبران پذیر نیست.

دکتر شریعتی

یعنی من موندم چقدر ماها عقب موندیم از دنیا...داره تازگیا افسانه جومونگو ازشبکه تماشا میده...همه دارن بازم نگاه میکنن....ی بار خودشو دیدن ی بار زیرنویسشو دیدن ی بار بدون سانسورشو دیدن الانم دارن ی جوری نگاه میکنن که انگار موضوع فیلم عوض شده وقسمت های جدیدیو میخواد بده....رفته بودیم مهمونی اون قسمتی که جومونگ گم میشه رو داد تموم شد شوهرعمم که خودم 3سال پیش دی وی دی های جومونگ رو دادم بهش نگاه کرد ازم میپرسه:فرزاد جومونگ میمیره؟؟؟؟؟؟؟

دیگه چی بگم؟؟؟

میخوام یه روز عادی رو که به مامانم گفتم ساعت هفت بیدارم کن رو براتون تعریف کنم...
-ساعت6:00- مامانم: پاشوووووو ساعت شیشه...
-ساعت6:05-مامانم: پاشوووووو ساعت شیش و نیییییییمههههه.....
ساعت6:10-مامانم:پاشووووو ساعت یه رب به هفته......من دیگه صدات نمیزنما!!!!
-ساعت6:15-مامانم: ساعت هفت شددددد.....اصا نمیخواد یری....همه جا تعطیل شد .....ظهره دیگههه!!!!
درین حالت من یه لبخند میزنم و دوباره تخت میخوابم.....
-ساعت6:20- صدای نعره زدن بابام میاد که میگه: پااااااشیییییینننننن من نونی بربری خریییییدم!!!!
بعدشم بابام صدای رادیو رو تا ته زیاد میکنه و خودشم با آهنگ رادیو میزنه زیر آواز....بعدشم صدای بشکن کلفتی میاد!!!!
خیلی عصبانی از خواب پا شدم که برم غر غر کنم....رفتم تو آشپزخونه دیدم:
بابام با عرق گیر و شلوار کردی یه نون بربری دستشه و داره آواز میخونه!!!
داداشمم درحالی که صورتشو نشسته وچشاش پف کرده داره قر میده و بشکن میزنه!!!!
مامانمم داره غش غش میخنده :|:|:|
ینی با آهنگ رادیو داشتن خودکشی میکردن...فک و فامیله داریم؟؟؟