دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

یــــــــه بار یکی ازدوستام یه قرص بهم نشون داد اندازه ارزن گفت یدونه بخوری درجا خوابت می بره خواب اور بود منم گفتم بروبابا من به این گندگی یدونه جواب نمیده 4تا گرفتم خوردم رفتم خونه چشامو بزور باز نگهداشته بودم ازخواب که بیدارشدم فهمیدم سه شنبه خوابم برده بود پنج شنبه ساعت 11شب ازخواب بیدارشدم تازه تا دویا سه روزم خماربودم همش به درودیوار می خوردم ^ــ^

من!همان دختری بودم که در عمق نگاهت غرق میشدم!من که لبهایم رابه قیمت سیگار نکشیدنت میفروختم!
حال امروز!قلبم را با ریه ام مشکی ست کرده ام!تااحساسم نفسهای اخرش را بکشد!" تاهشت ریشتر لبخند هم دلم رانلرزاند"
فردا این قرص های لعنتی بی تو فاز محبت نمیدهند!
و سهراب هرچقدر هم چشمهایش رابشوید،توهمیشه "مرد"میمانی!
و من...فاحشه ای باچشمهای سفید که هیچ لباسی به او نمی اید...!

کلاس اول دبیرستان بودیم بعد معلم زیست گف: هویج سرشار از آهنه
منم ی لحظه قاطی کردمو پرسیدم:ببخشید آقا پس چرا به آهنربا نمی چسبه؟
کلاس که رو هوا بود و بچه ها دیوارو داشتن گاز میگرفتن که ی دفعه معلم احساس کرد بنده اونو دست انداختم چشتون روز بند نبینه منو برد تو راهرو ایقد زد که جنازمو با کاردک بردن سمت افق

همتا هم نداری...
که وقت نبودنت به دلم وعده بدهم، شاید مثلش را پیدا کنم...

بي خوابي شب هايم رابه چه تعبيركنم؟؟
كه شب ارامش نگاه تو را برايم زمزمه مي كند
ارام بخواب كه من بي قرارم
بيدارم تا تو ارام بخوابي...
(شبت رويايي عزيزترينم )

In life love is neither planned nor does it happen for
a reason but when the love is real
it becomes your plan for life n reason for living.
توی زندگی عاشق شدن نه برنامه ریزی شدست و نه با دلیل اتفاق میفته
اما وقتی که عشق حقیقی باشه تبدیل میشه به برنامه ی زندگیتون و دلیل زنده بودنتون!

قرار نیست که همیشه من خوش باشم...!دیروز من خوش بودم.امروز دیگری فردا یکی دیگر...
از تلاش دست نکش عزیزم....چشم ملتی به توست...!

میگن از هر دستی بدی از همون دستم میگیری اما دیگه اینطوریشو ندیده بودم. ای لعنتی ! چه روزایی که بخاطر تو تو روی خانوادم وایستادم اما تو امروز بخاطر یه دختر دیگه تو روی من وایستادی...

عاغا يه شب رفته بودم با مامانم صحبت كنم ديدم مامانم با بابام نشستن رو به روي هم و دارن با هم حرف ميزنن رفتم جلو گفتم:مامان ميخوام با هات حرف بزنم ميگه:برو گمشو نميبيني دارم با بابات حرف ميزنم :|
منم رفتم اشپزخونه اب بخورم اونا حواسشون نمود كه من رفتم اشپزخونه ^___^ حالا مكالمه مامان و بابام:
مامان:پدرام(اسم بابام)
بابا:جان؟
مامان:ميخوام دماغمو عمل كنم
بابام:خوب عمل كن
مامان:واقعا؟
بابام:اره برو از تو حسابم پول بردار
مامانم:تو بهترين شوهر دنيايي
منم كه داشتم ليوان رو قورت ميدادم
عاقا يه دفعه يه صداي كه انگار كسي رو بوس ميكني اومد
فهميدم كه اوضاع خرابه بايد خودممو HIDDEN كنم يه لحظه از اشپزخانه زدم بيرون كه سريع برم توي اتاق يه دفعه اونا ديدنم واي پسر وقتي قيافه مامانم كه طي يه حركتي پيش بابام نشست رو يادم مياد ميخوام از خنده مانيتورمو بخورم ولي يه بلايي سرم اوردن كه تا يك هفته تو خونه يورتمه ميرفتم
تازه مامانمم دماغشو عمل كرد :|
لايك=بدبخت بيچاره
لايك=تو ام دماغتو عمل كن
لايك=عجب مامان و باباي توپي داري

چقدر دلم می خواست با غرور به همه بگم دیدید عشق ما واقعیه ؟! دیدید اون پام م وایستاده و تنهام نمیذاره؟! اون هیچوقت منو به کسی نمیفروشه!! اگه من نباشم اونم نیست........................................................دارم هذیون میگم.....از اون روزی که تو رو تو خیابون دست تو دست یه دختر دیگه دیدم، مدام دارم هذیون میگم. من که شکستم اما ببینیم تو به کجا میرسی تهش ؟!؟

یکی از آپشن های که پسرا دارن اینه که . . .
شکست عشقی میخورن در حد خودکشی … اصن داغون . . .
ولی باز هر دختر خوشگلی رو که میبینن میگن جو و و و و و ن ن ن :))))))

دهه شصتیا یادتونه
اون موقع که نه اینترنت بود نه پلی استیشن نه پی سی و نه هیچ چیز دیگه
یه خودکار می دادن دستمون با یه روزنامه میگفتن:
هرچی حرف مثلا ” ز ” دیدی دورش خط بکش
ما هم دوسه ساعت مشغول بودیم

دیروز نشسته بودیم بعد من و آبجیم داشتیم میحرفیدیم

یه دغعه بابام شرو کرد سرشو از روی تاسف تکون داد

مامانم پرسید چی شده

برگشت گفت آینده این مملکت چی میشه ؟وقتی تیز هوش هاش اینا هستن(من و ابجیم رو نشون داد)

با صدایی که التماس در آن موج می زند بارها وبارها به من گفته ای که مبادا ترکت کنم ! مبادا بروم ! به جایی نمی روم زیباترینم بهترینم و آرام جانم . آنکس که می رود قراری دارد با دیگری . من نه قراری دارم و نه دیگری بهتر از تو می شناسم . می مانم و برایت بی قراری می کنم ...

این روزها نم نم بارون که میاد دوست دارم برم زیر بارون و قدم بزنم و عاشقانه هام رو بخونم اما .... چون دیگه کسی رو ندارم که براش بخونم عاشقانه هام رو میشینم تو اتاقم و من هم با اشکهام بارون رو همراهی میکنم به یاد روزهایی که بود و قدرشو ندونستم ......... هر کسی که تنهاست بلایکه