m

mahnaz

@mahnaz63 · ۲۹ امتیاز

★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۱۰ رأی)

m
mahnaz63 ۱۲ سال پیش
پیام

میخواهم دوباره بازگردم به روزی که جا گذاشتم قلبم را ...
اجازه بده بازگردم ، بگذار قلبم را از چشمانت پس بگیرم . بگذار برگردم و نجات دهم روح اسیر گشته ام را که بر صورتت جا مانده پس بگیرم ....
نمیدانم !
تو به من بگو عاقلانه است فراموشت کنم بعد از این همه عشق ؟؟؟

m
mahnaz63 ۱۲ سال پیش
پیام

گاه می اندیشم ، خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید ؟
آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی ، روی تو را کاشکی میدیدم .
شانه بالا زدنت را بی قید ، و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر را که عجب !! عاقیت مرد ؟؟
افسوس ، کاشکی میدیدم .
من به خود میگویم : چه کسی باور کرد ، جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد ؟؟

m
mahnaz63 ۱۲ سال پیش
پیام

چقدر باید عمر کنم تا بفهمم جواب محبت را همیشه با محبت نمیدهند .
چقدر باید عمر کنم تا بفهمم هر دستی که به سویم دراز میشود به قصد کمک کردن نیست ، خود نیازمند کمک است .
چقدر باید عمر کنم که بفهمم عشق پاک ، هیچ وقت دوجانبه نیست .
یک طرف یا هر دو طرف نیازهای دیگر خود را به واسطه ء آن ارضاء میکنند ...

m
mahnaz63 ۱۲ سال پیش
پیام

چه شبی خواهد شد !
آن شب که سر بر پای تو بگذارم و کودک چشم من از نوازش دستهای پر مهر تو به خواب رود .
دوست دارم آن لحظه به من بگویی که این رویا نیست ، تو مال منی فقط برای خودم تنها ...
و آن شب آماده ام که آخرین سطر دفتر عمرم را بنویسم
دیگر آرزویی ندارم ...

m
mahnaz63 ۱۲ سال پیش
پیام

دیروز را در آرزوی پیدا کردنت
امروز را در این اندیشه که چگونه تو را قسمت کنم با کسی که سقف خانه ات با او یکیست و فردا را در این وحشت که باید تو را به دست تقدیرت بسپارم ...
چه کسی خواهد دانست که عمق این درد در وجودم تا کجاست برای عشقی که دیر رسید و بیفرجام ؟؟؟

m
mahnaz63 ۱۲ سال پیش
پیام

انتظاری نداشتم ! نمیخواستم میان این همه چشم حسود مراببوسی ، نمیخواستم کنار این همه گوش کنجکاو بگویی دوستت دارم . از سایه های سنگین نگاهشان بر پلکهایت بود که تو چشمانت را بستی . همه چیز تیره و تار شد .چشمانت را که می بستی ، فکر من هم بودی ؟؟
میدانستی که دهانم از واژه های تلخ پر می شود ؟ اعتیاد دارم به عادت عشقت ! شاید می بایست ترکت کنم ، عادت کنم به خماریت ...

m
mahnaz63 ۱۲ سال پیش
پیام

دوستت دارم و پنهان کردن عشقم پشت چشمان مشتاقم آسان نیست . دوستت دارم و بیقرار دیدن چشمان زیبای توام .
با این همه اگر روزی حتی اندکی مرا نخواهی ، نه ، نخواهم ماند.
عاشق کشی رسم این روزهاست . وقت رفتن ،چنان میروم که گویی هرگز اینجا نبودم ...

m
mahnaz63 ۱۲ سال پیش
پیام

با صدایی که التماس در آن موج می زند بارها وبارها به من گفته ای که مبادا ترکت کنم ! مبادا بروم ! به جایی نمی روم زیباترینم بهترینم و آرام جانم . آنکس که می رود قراری دارد با دیگری . من نه قراری دارم و نه دیگری بهتر از تو می شناسم . می مانم و برایت بی قراری می کنم ...